+ نوشته شده توسط پرواز در 91/06/02 و ساعت 8:15 |

 حسین علیزاده:

 هنرمند نباید بی‌تفاوت باشد

از هفته‏ی گذشته، حسین علیزاده موسیقی‏دان و آهنگ‏ساز برجسته‏ی ایران، به همراه کیهان کلهر نوازنده‏ی چیره‏دست کمانچه و چند تن از موزیسین‏های جوان ایرانی، تور بزرگ ۱۲ کنسرت در آمریکای شمالی، شامل دو کنسرت در کانادا و ۱۰ کنسرت در آمریکا را آغاز کرده‏اند. نخستین کنسرت این گروه چند روز پیش در سالن مجلل «روی‏تامسون هال» در مرکز شهر تورنتو، با حضور بیش از ۲۰۰۰ تن از ایرانیان و غیرایرانیان علاقه‏مند به موسیقی سنتی ایران، در دو بخش موسیقی سازی و موسیقی آوازی برگزار شد. در فردای این کنسرت با حسین علیزاده و کیهان کلهر دو گفت‏وگوی جداگانه انجام دادم که در دو قسمت به نظرتان خواهد رسید.

در گفت‏‏وگو با حسین علیزاده، نخست پرسیدم:

در پی رویدادهای چند ماه گذشته در ایران، تور آمریکای شمالی نخستین برنامه‏ای است که گروه شما ارائه می‏کند. کارهای ارائه شده در این کنسرت تا چه اندازه از نظر فرم و محتوا متأثر از رویدادهای سیاسی اجتماعی کنونی ایران بوده است؟
هنرمندان در هر دوره و شرایطی که زندگی می‏کنند، متاثر از محیط و اطراف خود هستند؛ قبل از این که وارد بحث سیاسی شرایط بشوند. یعنی انگیزه‏ای که آن حس را به‏وجود می‏آورد، برداشتی بیرونی است که هنرمند از بیرون می‏گیرد و آن را به زبان هنرش بیان می‏کند. خیلی مواقع وقتی آدم به کارهایش برمی‏گردد و آن‏ها را گوش می‏کند، می‏بیند که حتی می‏شود حس و زمان را، یعنی حس آن زمان را که چه شرایطی بوده، در آن دید.
به هر صورت شرایطی که در ایران وجود دارد، قطعاً تأثیر می‏گذارد و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرواز در 88/12/05 و ساعت 8:44 |

کرشمه و ساختارش در دستگاه و آواز موسیقی کلاسیک ایران
                                                                                                 
* عادل حسینجانی
کرشمه انگاره ای موزون و ریتمیک است که ساختار آن بر اوزان عروضی "بحر مجتث" می باشد. این انگاره دارای قابیلت اجرایی در همه دستگاهها، آوازهای موسیقی ایرانی و همچنین انواع دیگر موسیقی را دارد. کرشمه در ردیف موسیقی کلاسیک ایران در اشکال 16، 15 و 14 هجایی اجرا می گردد.
"بحر مجتث" از تکرار " مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن" به دست می آید.
مثال:

دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من

دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من

اما اوزان مورد استفاده "بحر مجتث" در اجرای کرشمه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرواز در 87/08/29 و ساعت 14:14 |

عليزاده؛ ريشه در سنت، انديشه در خلاقيت

دكتر هومان اسعدي* از پژوهشگران شاخص موسيقي و استاديار دپارتمان موسيقي دانشگاه تهران است. وي در مقاله زير حسين عليزاده و جايگاهش در موسيقي ايراني را بررسي مي‌كند

یک سال بود که دست به قلم نبرده بودم، چراکه مسئلۀ تصلب و انجماد که در آخرین نوشتۀ خود («تصلب سنت، انجماد ردیف: پرسشی از سنت موسیقایی»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، شمارۀ 34، زمستان 1385) بدان پرداخته بودم گریبانگیر ذهن و روح خودم نیز شده بود! تصمیم داشتم دیگر تا مدتی دست به‌سوی نگارش هیچ سطری نبرم، چراکه دیگر انگیزه‌ای نداشتم، تا اینکه چند روز پیش دوست عزیزم سيدابوالحسن مختاباد با من تماس گرفت و خبر از این داد که استاد حسین علیزاده در نظرسنجی‌ای به‌عنوان چهرۀ برجستۀ موسیقی سال برگزیده شده است و از من خواست که چند سطری دربارۀ استاد به رشتۀ تحریر درآورم.[گفت وگوي بلند همشهري آنلاين با حسين عليزاده] .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرواز در 87/08/24 و ساعت 19:57 |

" بخش اول "
این سوال قابل طرح است که در چه تاریخی دستگاه جایگزین مقام شده است و علت این جایگزینی چیست ؟ علّت جای گزینی دستگاه به جای مقام شاید در فرم آن توجیه کننده باشد زیرا دستگاه به طور کلی شامل توالی قسمت های سازی و آوازی است.
محمد تقی مسعودیه
تعاریف : مقام ، دستگاه ، ردیف

1. مقام

واژه ی مقام در مفهوم موسیقایی ظاهراً برای نخستین بار در قرن هفتم (  ﻫ . ق ) توسط قطب الدین شیرازی در رساله درة التاج غرة الدباج  ذکر شده است .
مفهوم مقام عمدتاً حاکی از توالی های ویژه ای از اصوات در ارتباط با لحن یا ملودی بوده است . در واقع ادوار یا مُد های موسیقی در رسالات موسیقایی قرون میانه ی اسلامی ، به ویژه در مکتب منتظمیه ، بر اساس میزان ملایمت معمولاً به سه گونه ی اصلی تقسیم می شده اند : ملایم ، خفی التنافر و ظاهرالتنافر . تعداد ادوار در رسالات غالباً 91 و حتی در برخی موارد 133 ذکر شده است ، که از این میان 12 دور ملایم که مشهور تر بوده اند و رواج بیشتری داشتند تحت عنوان مقام نامیده می شدند .
این مقامات عبارت بوده اند از عشاق ، نوا ، بوسلیک ، راست ، زنگوله ، اصفهان ، حسینی ، حجازی ، زیر افکند ، را هوی ، عراق و بزرگ .

2. دستگاه
مفهوم دستگاه در موسیقی معاصر ایران عبارت است از مجموعه ای از گوشه ها که بر اساس منطقی درونی به طور سنتی کنار هم قرار گرفته اند و معمولاً دارای مُدهای خاص خود می باشند، اگرچه این واژه غالباً تداعی گر هویت مُدال گوشه ی آغازین ( در آمد ) در هر یک از مجموعه های مذکور نیز می باشد .
دستگاه را همچنین می توان توالی قسمت های سازی و آوازی دانست که به طور سنتی دارای طرح یک فرم سیکلیک پنج قسمتی متشکل از پیش درآمد ، چهارمضراب ، آواز ، تصنیف و رنگ  می باشد .(محمدتقی مسعودیه)
اگرچه به طور کلی چنین به نظر می رسد که « مفهوم دستگاه امروز محتوای تثبیت شده ای را دارا نیست و در باره ی ردیف موسیقی سنتی ایران نیز اطلاق می گردد» .
هفت دستگاه اصلی در موسیقی معاصر ایران عبارتند از شور ، ماهور ، همایون ، نوا ، سه کاه ، چهارگاه و راست پنجگاه و پنج مجموعه ثانویه که غالباً آواز نامیده می شوند و از مشتقات یا متعلقات دستگاه های هفت گانه ی اصلی محسوب می گردند عبارتند از بیات ترک ، ( بیات زند ) افشاری ، ابوعطا ، دشتی و بیات اصفهان .

3. ردیف
 مجموعه ی الگوییِ آهنگ های سنتی موسیقی کلاسیک ایران با نظم و ترتیب ویژه ایی آن را « ردیف» می نامند ( داریوش طلایی)
ردیف مجموعه ی کلیه دستگاه ها و آواز های سنتی موسیقی کلاسیک ایران است که در روایت های مختلف سازی و آوازی ، معمولاً از حدود 250 تا 300 گوشه تشکیل شده است . در واقع ردیف را می توان " قسمت آواز در دستگاه " دانست که « شامل توالی تثبیت شده و مدونی از گوشه ها است که در مجموع متر آزاد دارند» ( محمد تقی مسعودیه)
ردیف مبنای آموزش و اجرای سنتی موسیقی کلاسیک ایرانی است و آموزش آن از طریق " سنت شفاهی " صورت می گیرد . ( مجید کیانی)

به طور کلی مفهوم ردیف در موسیقی کلاسیک ایران را می توان دارای سه جنبه ی اصلی دانست :

1. ردیف در مفهوم کلی و عام آن عبارت است از ردیف موسیقی ایرانی ، و تعاریف پیش گفته حاکی از این سطح معنایی است .
2. ردیف در معنای خاص آن که عبارت است از نحوه ی تنظیم و تدوین گوشه ها در یک مکتب خاص چنان که یک استاد موسیقی سنتی روایت کرده است .
3. گاهی اوقات نیز واژه ردیف در ترکیب با نام هر یک از زیر مجموعه های سازنده آن ، یعنی دستگاه ها و آواز ها ، به کار می رود و بر نحوه ی قرار گرفتن گوشه ها در هر یک از زیر مجموعه ها دلالت دارد .  بنا براین جنبه ی نخست از جنبه های سه گانه فوق الذکر را می توان تعریفی در سطح انتزاعی و وجه کلی دانست که حاکی از چیستی و ماهیت بنیادین ردیف است؛ این مفهوم انتزاعی در قالب دو جنبه ی دیگر متعین و متحقق می شود .

هومان اسدی
فصلنامه ماهور
سال سوم ، شماره 11 ، بهار 80

+ نوشته شده توسط پرواز در 87/07/12 و ساعت 8:15 |

متن پی آمده منتخبی از بخش " نگاهی به مفهوم و سیر تکوین پیش درآمد در موسیقی ایرانی  " است از  فصلنامه ماهور شماره ی 33 نوشته آقای دکتر هومان اسعدی  مطالعه ی کل مقاله در فصلنامه به همه ی علاقه مندان توصیه می شود .                         

پیش درآمد ، از قالب های اصلی آهنگسازی و اجرا در موسیقی کلاسیک ایرانی ،قطعه ای ضربی،موزون،بدون کلام و صرفا سازی است که بطور سنتی آغاز گر اجرای یک برنامه موسیقی کلاسیک ایرانی و معرف فضای کلی دستگاه یا آواز مورد نظر است اگر چه سابقه تاریخی اصطلاح "پیش درآمد " و رواج آن  به عنوان قطعه ای مقدمه گونه در موسیقی ایرانی به حدود یک صد سال پیش و پس ار دوران مشروطیت باز می گردد ، اما از لحاظ ساختار شناختی می توان ریشه آن را در فرم های قدیمی تری جستجو کرد . در بررسی پیشینه ی تاریخی  " پیش درآمد " سه نکته را باید در نظر داشت . نخست ، سابقه ی تاریخی قطعاتی که از لحاظ برخی ویژگی های ساختاری ، یعنی موزونی و بی کلامی تقریبا مشابه با پیش در آمد بوده اند دوم ، بررسی نقش چنین قطعاتی در فرم سیکلیک اجرایی به عنوان قطعه ایی مقدمه گونه . سوم ، اطلاق اصطلاح " پیش درآمد " به فرم مورد نظر و تثبیت و رواج آن به عنوان قالبی برای ساخت و اجرای موسیقی . درباره ی چگونگی شکل گیری پیش درآمد به مفهوم کنونی آن روایات مختلف ، اما کمابیش مشابهی ، ذکر شده است که با مقایسه آنها می توان سیر تکوین تدریجی آن را دریافت . نخستین نمونه های قطعاتی که در قالب ساختاری پیش درآمد ، ریشه در آثار برخی از نوازندگان عصر ناصری همچون محمد صادق خان سرورالملک و آقا حسینقلی دارد ، مع هذا قطعات مذکور دارای ساختاری نسبتا ساده و غیر مستقل بوده اند ، چندان نقش مقدمه گونه نداشته اند ، به صورت گروهی اجرا نمی شده اند و البته در آن زمان عنوان پیش درآمد نیز به آنها اطلاق نمی شده است. بنا بر روایات موجود در اواخر دوران قاجار هنگامی که موسیقیدانان در مجالس و محافل خویش به اتفاق ساز می زدند معمولا در اول چیزی با هم نمی نواختند بلکه نخست آنکه از همه استاد تر بود شروع به نواختن می کرد و پس از وی بقیه ی نوازندگان به ترتیب به نوبه ی خود می نواختند و چنانچه خواننده ایی در جمع شان بود شروع به خواندن می کرد و نوازندگان به نوبت جواب او را می دادند . در قسمت آخر برنامه قطعاتی ضربی از قبیل تصنیف و به ویژه رنگ وجود داشت که نوازندگان دسته جمعی به نواختن آن می پرداختند . تا این که پس از دوره ی استبداد صغیر و به توپ بستن مجلس توسط محمد علی میرزا ، ظهیرالدوله  انجمنی به نام انجمن اخوت در کاخ صاحبقرانیه تشکیل داد و کنسرت هایی را به نفع بینوایان و مستمندان برگزار کرد . در جریان این برنامه ها برای اولین بار این فکر به نظر رکن الدین مختاری می رسد که مناسب است برای اجرای کنسرت وقتی که نوازندگان دور هم جمع می شوند در مرحله ی اول قطعه ای به طور دسته جمعی بنوازند و به اصطلاح گشایش یا خلاصه ایی از آنچه که می خواهند بعدا بنوازند باهم شروع کنند و سپس به تک نوازی مشغول شوند . وی این نظر را با دیگران در میان گذاشت و روز بعد قطعه ای را که شخصا معمولا در موقع تک نوازی به صورت ضربی می نواخت به دسته ی موسیقی دانان  ارائه داد  و آنها نیز پس از چند جلسه تمرین آن را فرا گرفته و به صورت دسته جمعی اجرا کردند .نام این قطعه را مشیر همایون "پیش درآمد " گذاشت، به این دلیل که پیشتر اجرای موسیقی با درآمد آغاز می شد و بنا براین آنچه قبل از آن نواخته شود را می توان پیش درآمد نامید. امروزه پیش درآمد فرمی سازی و پیش ساخته است که معمولا آغاز گر اجرای سنتی موسیقی کلاسیک ایران و نخستین بخش از طرح پنجگانه فرم سیکلیک اجرای سنتی موسیقی دستگاهی ایران است . این قطعه فضا و حالت مورد نظر را به گونه ایی موجز و در قالبی موزون ارائه می دهد و در واقع دارای نقش مقدمه است .این فرم اگر چه دارای متر مشخص است اما فاقد پریود های متریک – ریتمیک مشخص و تثبیت شده در قالب اصول یا ایقاعات است .طرح ساختار فرمال پیش درآمد معمولا فاقد قسمت ترجیع گونه است و در واقع طرح ساختاری آن بیشتر متاثر از ساختار مدال و ملودیک دستگاه مورد نظر است ، بدین ترتیب که غالبا در مُد درآمد یا مُد اصلی دستگاه یا آواز آغاز می شود و درآن انتقال به تعدادی از گوشه های اصلی دستگاه صورت می پذیرد. پیش درآمد در اوزان  دو ضربی ، سه ضربی و چهار ضربی با سرعت متوسط ساخته می شود و گاهی به ضرب 8/6 سنگین و یا 4/6 است . این نکته نیز شایان توجه است که دو آهنگساز و موسیقی دان برجسته که پیش درآمد را رواج دادند یعنی درویش خان و رکن الدین خان مختاری هر دو دارای پیشینه ای در موسیقی نظام نیز بودند رکن الدین خان تحت تاثیر موزیک نظام برای اولین بار وزن دو ضربی تند را با ساختن پیش درآمدی در دستگاه چهارگاه معمول و متداول نمود. امروزه قطعات تقربیا مشابه با پیش درآمد در برخی دیگر از فرهنگ های موسیقایی جهان اسلام رواج دارد : پیشرو در ترکیه ، بشرق ، در موسیقی عربی ، تصنیف در شش مقام ماوراءالنهر .

فصلنامه ی ماهور شماره 33
دکتر هومان اسعدی

+ نوشته شده توسط پرواز در 87/07/09 و ساعت 12:53 |

نخستین سرود رسمی ایران

مربوط به دوره ی قاجار ساخته ی «موسیو لومر فرانسوی»، موسیقی دان نظامی اعزامی به ایران است. این سرود برای پیانو نوشته و یک بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار در پاریس در حضور وی اجرا شد و اجرای آن توسط ارکستر ملل اولین اجرای رسمی و ارکسترال آن بوددر دوره حاضر ترانه ای برای آن توسط «بیژن ترقی» سروده شد و خواننده اى در تالار وحدت آن را خواند

 

نخستین مدرسه موسیقی در ایران

شعبه موزیک دارالفنون نخستین مدرسه موسیقی در ایران است که در سال 1248 هجری شمسی به ریاست مسیو لومر فرانسوی تأسیس یافت.



نخستین کتاب موسیقی نظری

نخستین کتاب موسیقی نظری جدید که از نوشته‌های مسیو لومر فرانسوی بود در همان زمان توسط مزین الدوله نقاشباشی به فارسی برگردانده شد و در دسترس هنر آموزان قرار گرفت و در سال 1312 هجری شمسی تعلیم موسیقی رسماً در برنامه مدارس قرار گرفت.


نخستین پیانو در ایران

نخستین پیانویی که به ایران آوردند، پیانویی کوچک بود که به تناسب وسایل حمل و نقل آن زمان انتقال آن از فرانسه به ایران امکان‌پذیر باشد. بدین جهت این پیانو فقط دارای پنج اکتاو بود که صفحه جای انگشت آن از پیانو جدا می شد و حمل آن را تسهیل می کرد. مشیر همایون شهردار، استاد پیانو می نویسد: " این پیانو را در سال 1314 هجری شخصاً به اتفاق پدرم در منزل مرحوم " عضدالدوله" پدر عین الدوله دیدم که روی آن به زبان فرانسه عبارتی نوشته شده بود حاکی از آنکه پیانوی مذکور را ناپلئون به فتحعلی شاه اهدا نموده است.

نخستین انجمن موزیک و نخستین کنسرت خیریه

در سال 1288 هجری قمری, ایران به یکی از بزرگترین قحطی ها و مرگ و میرهای تاریخ معاصر خود دچار گردید. در آن بحبوحه میرزا حسین خان سپهسالار به صدارت رسید. به علاج آن واقعه، نخست میرزا عیسی وزیر دارالخلافه را که به همدستی نانوایان، سختی بیش از پیش قحط و غلا را موجب بود، برکنار کرد. کار دیگرش برپایی مجلس اعانه بود در رمضان 1288 هجری قمری. همزمان با این رویداد، " ژان باتیست لومر" رئیس موزیک چیان سلطنتی و معلم موزیک محفل سرگرمی و تفریح فرنگیان مقیم ایران، به افتتاح انجمن موسیقی تحت عنوان انجمن موزیکان مبادرت ورزید و در نخستین اقدام خود، جهت معاضدت به مجلس اعانت دارالخلافه به برپایی نخستین کنسرت خیریه اقدام کرد.

نخستین ارکستر رادیو

هنگامی که ایستگاه فرستنده به کار افتاد کار موسیقی رادیو را بعهدهٔ کمسیونی گذاشتند که جزء تشکیلات سازمان پرورش افکار بود و پس از تشکیل ادارهٔ تبلیغات امور هنری موسیقی نیز به ادارهٔ موسیقی کشور سپرده شد و شامل چند قسمت بدین شرح بود: موسیقی ایرانی توسط هیات نوازندگان و موسیقی اروپایی به وسیله ارکستری از استادان و هنرجویان هنرستان عالی موسیقی و غیر از این دو قسمت، بقیه ساعات پخش موسیقی با صفحه برگزار می شد. اولین هیات ارکستر عبارت بودند از نامی‌ترین نوازندگان آن زمان به شرح زیر:
ابوالحسن صبا (رئیس ارکستر)، ابراهیم منصوری و مهدی خالدی (نوازنده ویلن)، مرتضی نی داود و موسی معروفی و عبدالحسین شهنازی (تار)، حبیب سماعی (سنتور)، مرتضی محجوبی و جواد معروفی (پیانو)، حسین تهرانی ( ضرب ). از آذر 1330 ارکستری به نام ارکستر نوین تشکیل شد که رهبری آن را استاد علینقی وزیری بعهده داشت و اولین ارکستری بود که آهنگهای موسیقی ایرانی را با هارمونی اجرا می کرد. خوانندهٔ آن هم عبدالعلی وزیری بود. این ارکستر آهنگهای بی آواز نیز اجرا می کرد.

 

نخستین نوازنده ویولون در ایران

ویولون از ادوات و آلات موسیقی جدید است که در زمان ناصرالدین شاه پس از تاسیس شعبهٔ موزیک دارالفنون، و آمدن مستشاران خارجی برای معلمی این شعبه و آوردن سازهای جدید مانند فلوت و قره‌نی در ایران معمول گردید مسیو دوال فرانسوی که در اواخر عصر ناصری به ایران آمد و دو سال بیشتر در ایران نماند معلمی قسمتی از شعبهٔ موزیک دارالفنون را بر عهده داشت و استاد و نوازنده ویولون بود و این ساز را با قواعد مخصوص آن تعلیم می داد. و ظاهراً از قدیمی‌ترین مربیان و معلمین ویولون بود. حسن مشحون در کتاب تاریخ موسیقی ایران حسین هنگ آفرین، را قدیمی‌ترین ایرانی نوازندهٔ ویولون معرفی کرده است ولیکن " روح الله خالقی " در کتاب سرگذشت موسیقی، "تقی دانشور " (اعلم السلطان) را نخستین ایرانی می نویسد که با ویولون آشنا شده است.

نخستین موسیقیدانی که اقدام به نوشتن دستگاه ماهور کرد

سالار معزز از نخستین کسانی است که نت را برای ثبت الحان موسیقی ملی ایران برگزید (قبل از وی لومر دست به این کار زده بود). این هنرمند برای فاصله‌های ربع پرده‌ای (نیم بمل یا کرن امروز) علامتی را که همان ایام احتمالا نزد مصری ها و عراقی ها متداول بود اختیار کرد و با اتخاذ این روش برای نخستین بار اقدام به نوشتن دستگاه ماهور کرد.

 

نخستین مدرسه موسیقی به روش علمی در ایران

مدرسه موزیک اولین مؤسسه دولتی است که برای تعلیمات موسیقی به روش علمی در ایران دایر شد، ولیکن چون منظور از تأسیس آن بهبود وضع موسیقی نظامی بود بیشتر از این نظر تعلیمات آن پیشرفت می کرد. شعبه موزیک دارالفنون در سال 1297 هجری شمسی از قشون منتزع شد و جزو یکی از واحدهای وزارت معارف درآمد و به نام مدرسه موزیک نامیده شد. این مدرسه تا سال 1307 هجری شمسی زیر نظر سالار معزز و معاونت فرزند ارشد ایشان نصرالله خان مین باشیان ملقب به نصرالسلطان اداره می شد و به همین نام باقی بود و از آن پس سازمان آن دگرگون شد و مدرسه موسیقی دولتی نام گرفت.

 

نخستین کسی که نت و آهنگ را مدون کرد

صفی الدین ارموی، متولد ارومیه (قرن هفتم هجری قمری) در دربار " المستعصم " و " هلاکو " بوده و کتابی دارد به نام ادوار، وی اولین بار نت و آهنگ را مدون کرد و از حالت سماعی به صورت کتاب در آورد. صفی الدین در اصلاح و تکمیل نوآوریها و ابداعات قدمها در موسیقی کوشیده و در فواصل گام نیز تحقیقاتی کرده است. او با بصیرتی که در علم و عمل موسیقی داشت نظر قدما را در پرده بندی عود تعدیل کرد و با تصرفات استادانه پرده‌های غیر لازم را حذف و محل پرده‌های مناسب را تثبیت نمود. صفی الدین اعتدالی در موسیقی ایران گام به وجود آورد و گام او در هر اکتاو شامل هفده فاصله بوده است. نوشته‌اند که او موسیقی را به ترتیب جدیدی تنظیم کرد و روش وی مورد قبول و ملاک عمل استادان پس از او گردید و این روش هنوز تا حد زیادی در کشورهای اسلامی متداول است. ابتکار بعضی الحان و مقامها یا شعبه ها و گوشه ها را به وی نسبت داده اند. چنانکه خود در شرح حال خویش تلویحاً به ساختن آهنگ طرب انگیز اشاره می‌کند و طرب انگیز یکی از شعبه ها و گوشه‌های دستگاه ماهور است که اکنون اساتید فن آن را می نوازند. بعضی از تاریخ نویسان، " ارموی " را بزرگترین موسیقیدان ایران و پس از " اسحاق موصلی " بزرگترین موسیقیدان دوره اسلامی می دانند. کتاب های او از مهمترین مآخذ موسیقی ایران دوره اسلامی است. وی برای نخستین بار آهنگ موسیقی را با الفبای ابجدی و عدد نوشت، و بدین شیوه توانست نغمه هایی را که پیش از این از راه گوش و سینه به سینه نقل می شد ثبت کند.

نخستین کسی که پیانو را کوک ایرانی کرد

اولین کسی که پیانو را کوک ایرانی کرد و الحان ملی را در آن نواخت " سرورالملک " بود که در هر گام دو پرده را تغییر کوک داد تا بتواند آهنگهای ملی را با آن اجرا کند که کوک پیانو برای این آهنگها به همین صورت است.
گفته شده در سفری که " حاجی میرزا حسین خان سپهسالار "، ناصرالدین شاه را به اروپا برد، در مراجعت چند دستگاه پیانوی بزرگ و کامل برای دستگاه سلطنتی آوردند که به قراین در آن زمان کسی در تهران به نواختن پیانو وقوف نداشت. مرحوم " محمد صادق خان سرورالملک " استاد و نوازنده بی نظیر سنتور که در نظر ناصرالدین شاه قدر و منزلت مخصوص داشت به مناسبت نزدیک بودن وضع نواختن سنتور و پیانو کوشش کرد که برای خوش آمد شاه نواختن پیانو را فرا گیرد و با آنکه در سنین کهولت بود برای نیل به مقصود از قریحه و نبوغ خویش کمک گرفت و تا حد امکان توفیق حاصل کرد و چون تشخیص داده بود دو صدایی که علاوه بر دوازده صدای موجود در هر گام پیانو مورد لزوم موسیقی ایرانی است در صدای پیانو وجود ندارد همچنان که هنگام نواختن سنتور وقتی می خواهد از آهنگی به آهنگ دیگر بروند و حتی در حین نواختن همان یک آهنگ برای به دست آوردن آن دو صدا نیز خرک سنتور را پس و پیش می کنند، سرورالملک نیز با تغییر کوک دو صدای مورد احتیاج موسیقی ایرانی، کوکی را که حالا مشهور به کوک شور است ابتکار کرد.

 

نخستین دانشمندی که در ایران در فن موسیقی علمی و عملی کتاب نوشت

نخستین دانشمندی که پس از اسلام در ایران در فن موسیقی علمی و عملی کتاب نوشت فیلسوف و ریاضیدان و موسیقیدان بزرگ ایران ابونصر فارابی است که در سده چهار هجری می زیست. فارابی که خود در علم و عمل این فن مهارت داشت نخستین کتاب جامع خود را در این رشته نوشت. پیش از او نیز به دانشمند و طبیب نامی ایران محمد بن زکریای رازی نوشتن رساله‌ای را در موسیقی نسبت داده‌اند به نام " فی الجمل الموسیقی ". پس از فارابی، حکیم و دانشمند نامی ایران ابو علی سینا در کتاب شفا بابی را با عنوان فن به موسیقی اختصاص داد و دانشمند کم نظیر ایران ابوریحان بیرونی در کتاب " الاستخراج الاو تار فی الدائره" را در موسیقی نوشت. پس از ابن سینا از جمله شاگردان او " ابو منصور زیله " کتاب الکافی الموسیقی را به رشته تحریر کشید.

نخستین مجموعه آلات و ادوات موزیک در ایران

در سال 1304 هجری قمری " کلنل اسمیت " انگلیسی، رئیس تلگرافخانه انگلیس در تهران، مجموعه‌ای از آلات و ادوات موزیک مفضض (آبکاری شده ) شصت نفره ساخت انگلستان را که همه به نشان دولتی ایران مزین بوده است از طرف ملکه انگلستان به ناصرالدین شاه هدیه کرده و مورد عنایت خاصه پادشاه قاجار واقع شده است. به نظر می رسد این مجموعه موزیک اولین و جامعترین مجموعه موزیکی بوده که تا آن تاریخ به ایران رسیده است.

نخستین کسی که موسیقی ایران را متحول کرد

غلامحسین درویش از هنرمندان نامی و استاد اواخر دوره قاجاریه است. وی در سال 1251 هجری شمسی در تهران متولد شد. پدرش چون به موسیقی علاقه داشت غلامحسین را به مدرسه موزیک دارالفنون سپرد و وی به فراگرفتن خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک مشغول شد. غلامحسین به دربار شاهی رفت و آمد داشت و ساز نوازندگان را می شنید. سپس پیش " آقا حسینقلی " به تکمیل فن خود پرداخت و بعد از سالها تمرین در نواختن تار و بویژه سه تار مهارت یافت و بهترین شاگرد استاد خود شد. با ظهور جنبش مشروطه در نخستین سر کنسرتهایی که در انجمن اخوت تشکیل شد وی سمت ریاست و رهبری ارکستر را داشت. درویش خان، نوعی آهنگ ضربی به نام پیش درآمد ساخت که تا سالها بعد از او، رواج بسیار داشت. " سعدی حسنی " در کتاب تاریخ موسیقی درباره پیدایش موسیقی نوین ایران می نویسد: " نخستین تحول واقعی موسیقی را غلامحسین درویش (1251 - 1305 هجری شمسی) آغاز کرد. درویش در نواختن تار دست داشت. تا آن زمان تار پنج سیم (دو سیم سفید، دوسیم زرد، و یک سیم بم ) داشت و درویش از روی سه تار به فکر افتاد سیم دیگری به تار بیفزاید و از آن وقت تار دارای شش سیم شد. درویش در زمان تحصیل در مدرسه موزیک نظام که تحت نظر " لومر " اداره می شد متوجه یکنواخت بودن موسیقی ایرانی شد، به این جهت آواز را که تا آن زمان بدون ضرب و طولانی بود، خلاصه کرد و به صورت ضربی در آورد و علاوه بر "درآمد" که پیش از آواز نواخته می شد قطعه ضربی دیگری به نام پیش درآمد به آن افزود. این استاد کم نظیر موسیقی ایران در شب چهارشنبه دوم آذرماه 1305 هجری شمسی هنگامی که از منزل یکی از دوستان به خانه می رفت درشکه اش با اتومبیلی تصادف کرد و بر اثر ضربه‌ای که بر سر او وارد آمد چنان به سختی صدمه دید که در دم جان سپرد. محمد هاشم میرزا متخلص به «افسر» در مدح این استاد و «درویش عبدالله طالقانی» مبتکر خط شکسته فارسی که هر دو طالقانی هستند دو بیت زیر را سروده است:

درویش زمان ما و درویش نخست هر یک به رهی رسم تجدد می جست

آن یک خط راست را شکسته بنوشت وین موسیقی شکسته را کرد درست

 

منبع:  www. fa.wikipedia.org

+ نوشته شده توسط پرواز در 87/01/03 و ساعت 11:30 |

بخش اول :

یک استاد خوب ؟

وقتی اهل فکر و اندیشه و بخصوص فلسفه و عرفان باشی، خواه ناخواه و دیر یا زود آتش موسیقی به جانت شعله می زند ، چشمانت را می بندی و خودت را می بینی که نیمه های شب بر پیشانی سه تار یا تنبوری بوسه می زنی و شیدایی آغاز می کنی و مثنوی میخوانی و ....

خوب ، تا اینجای کار هر چه هست عشق است و معنویت ، حالا باید سرمستانه بکوشی تا به آن رویای نیمه شبت برسی ، اول از همه باید سراغ یک استاد خوب را بگیری ، کسی که بقول فرزانه ای در یک رابطه مرید و مراد وار ساز زدن را به تو بیاموزد ، این در و آن در می زنی ، در شهر کوچک خودت کسی را نمی یابی ، به شهر بزرگتری می روی ، کسی را پیدا کرده ای ، به زیارتش می روی ، بیتاب و پایکوبان ، برایت ساز می زند ، اشکت را در می آورد، بلند و می شوی از جایت و بوسه ای می زنی بر پیشانی اش به رسم شاگردی و استادی ، می گوید باید سازی بخری ، سازی که پاسخگوی این شر و شورت باشد ، بله ، استاد انگار خوب فهمیده است چه می خواهی ، خودش برایت می خرد ، می گوید 150 هزار تومان بیاور ، به هر جان کندنی هست جور می کنی، تا حالا هیچ پولی را اینقدر آسان و رضایتمندانه به کسی خرج نکرده ای. ساز را به خانه می آوری ، حالا که چیزی سرت نمی شود گمان میبری ساز خوبی است، استاد زیاد تعریف میکرد، اما تراژدی - آغازیدن گرفته است، چند وقتی  می گذرد، از جلوی مغازه ای رد می شوی، نمونه ساز خودت را با همان مهر سازنده و همان وضعیت ) با صدای بهتر) می بینی ، اتیکت زده اند 70 هزار تومان، فروشنده میگوید اگر قصد خرید داشته باشید می تواند 10% تخفیف بدهد، داغ کرده ای ؟ یا آتشت شعله فرو می کشد؟ آن دیگر بسته به خوی خلق تو دارد . یعنی استاد هم این ساز را به همین قیمت خریده است؟ یا حتی کمتر؟ کنجکاو می شوی به سراغ سازنده میروی ، آخر چند درصد سود؟ این چه تجارتی است؟ مالیات و پروانه کسب هم نمی خواهد  چیزهای دیگری هم هست ، گفتن ندارد ، انگار همه می دانستند و این تویی که تازه انگار داری می فهمی ، با خودت می گویی مثل من کم اند یا بسیار؟ دلت آزرده است اما آرزوی دست یافتن به آن رویای نیمه شبی نمی گذارد دلسرد شوی، از خیر الباقی شهریه که از پیش پرداخته ای می گذری و سراغ استاد دیگری را می گیری. نزد دوستی نشسته ای ، کسی از در می رسد، سازی دستش است، کمی می زند، خوب هم میزند... پرسشهای تو؟ پاسخهای او  .....  بله .... استادی هست ، جوان است، می گوید شاگرد فلان استاد معروف بوده است و با وی در فلان کنسرت ساز زده است .... هنوز آنچنان درگیر دنیا و متعلقاتش نشده است. با خودت می گویی همین است، چه خوب بود اگر از اول همین راه را می رفتی .... در فلان آموزشگاه درس میدهد ، خوش تیپ و خوش لباس است، اکثر شاگردانش دخترند ، برای خانمها بیشتر وقت می گذارد ، پس از کلاس معمولا با یکی از هنرجویان از آموزشگاه بیرون میرود، چند بار او را در خیابان می بینی، هر بار با یکی از دختران هنرجو، ساز هم پشتش آویزان است ، اما تودر ذهنت می بینی که این اوست که آویزان سه تاراست؟ سرت گیج میرود.... استاد جوان می گوید که باید سازت را عوض کنی ، چرا؟ با سبک فلان استاد جور در نمی آید، به هر دری می زنی سازت را بیشتر از 30 هزار تومان نمی خرند. فکری به نظرت میرسد: سه تارت را به دوستی میدهی تا ببرد پیش همان استادی که از او خریده ای، او می گوید : این ساز به درد نمی خورد، اصلا صدا نمی دهد. انگار یادش رفته است ، همین 7-8 ماه قبل بود که اینهمه از این ساز خوشش می آمد، حتی می گفت باید یک بار کنسرتش را با این ساز اجرا کند؟؟؟؟ به هر حال با اصرار دوستم حاضر است 20 هزار تومان بپردازد..

من سر کوچه منزل در دست تعمیرات اساسی استاد منتظرم، ماشین آخرین مدل استاد دم در است. دوستت از در بیرون می آید، صورتش مثل خون سرخ است، می بینی که آتش می ریزد از چشمانش، دستت را می گیرد و دو نفری راه می افتید به طرف پارک شهر. درختهای پارک قدیمی سر به آسمان کشیده، ابرهای سیاه آسمان را تیره کرده است و تاریک است همه جا ، هنوز زود است چراغهای پارک را روشن کنند. با خودت می گویی ابرها سنگین شده اند، تا نبارند سبک نمی شوند. تا نیمه های شب در پارک قدم می زنی ، دنبال چیزی می گردی تا سبکت کند. دوستت می گوید : نباید نا امید شوی ، می گوید من هم برای گذراندن دوره ردیف سراغ استادی را گرفته ام می گویند با دو واسطه شاگرد استاد لطفی است ، درویش مسلک است، پس از پایان دوره تبرزین تبرک شده میدهد به رسم پایان دوره شاگردی . گل از گلت می شکفد و امیدی در دل آزرده ات جوانه میزند. باز هم می گوید: اما سرش شلوغ است ، غیر از منزل خودش که شاگردان خاص را درس میدهد سه جای دیگر هم درس میدهد. اما فقط عصرها از 4 الی 8 ، صبحها را فقط ساز میزند و ذکر می گوید و ... شهریه اس اما کمی گرانتر از جاهای دیگر است. بیش از 250 شاگرد دارد. ...... کمی نگران میشوی ، اگر هر روز و حتی جمعه ها را هم درس بدهد ؟ به هر هنرجو چند دقیقه از وقت گرانبهای استاد می رسد؟ حساب می کنی ، میشود 5/12 دقیقه ؟ میشود ؟ مگر معجزه کند ، خوب اهل ذکر است، درویش است ، شاید بشود؟ گفتم شاید استاد دیگر شاگرد جدیدی نپذیرند اما می پذیرند ، چند ماهی می گذرد، هر چه می زنی استاد می گوید خوب است، می گوید اگر ده سال همینطوری پیش بروی به جایی می رسی.... به کجا؟ به مقام و منزلت استاد ؟ سرت گیج میرود ، تنت داغ شده است ، رویای نیمه شبت دورتر میشود از تو ... به کجای این شب تیره ..... باز هم سراغ درختان سر به آسمان کشیده میروی ... شب از نیمه گذشته است ، از ماه خبری نیست ، ستاره ای هم سو سو نمی زند ... باید چیزی بیابی برای سبک شدن ... بالاخره می یابی : لازم نیست اعتقاد داشته باشی که این مربیان و .. موسیقی الزاما باید آدمهای فرهیخته ای هم باشند. این کار هم یک جور کاسبی است ، مثل آموزش رانندگی ، آموزش آرایشگری و ... شغل پر سودی هم هست ، دردسرهای کاسبیهای دیگر را هم ندارد .... مشکل خودت هستی ، نوازندگی سه تار و هر ساز دیگری هم یک جور مهارت تکنیکی است ، اگر هم آن استاد سازی زده و اشکت را در آورده ، نه حاصل روح لطیف استاد که از آمادگی و لطافت روح خودت بوده است ، مهم این است که نگذاری این روح لطیف آسیب ببیند ، آنچه به همه اینها می ارزد همین است. باقی را رها کن، ذهنت را آزاد کن، بالاخره یکی پیدا میشود که تو را به آن رویای نیمه شبت برساند، بله ، حتما یکی پیدا میشود.

 

متن فوق در مهرماه  سال 1381 توسط دوست از دست رفته ام زنده یاد علی  احمدی نوشته شده است.

یادش گرامی

 

+ نوشته شده توسط پرواز در 86/12/08 و ساعت 12:35 |
«قربان سليماني» نوازنده پيشكسوت موسيقي مقامي خراسان عصر روز يكشنبه 30 دی ماه 86 بر اثر كهولت سن در شهرستان قوچان دارفاني را وداع گفت.
سليماني يكي از استادان بزرگ موسيقي مقامي خراسان و يكي از آخرين بازماندگان بخشي‌هاي شمال خراسان بود كه برنامه‌هاي بسياري را در داخل و خارج از كشور اجرا كرده بود.
سليماني در اين اجراها توانسته بود مقام اول جشنواره موسيقي ليون فرانسه،مقام ستاره جشنواره اوينيون فرانسه،مقام برتر جشنواره موسيقي فجر ايران در سالهاي 69 تا 71 را به دست آورد و طي 12 دوره داوري جشنواره‌هاي موسيقي مقامي كشور را بر عهده داشت.
حاج قربان سليمانى خواننده و نوازنده دوتار، در روستاى ترك نشين على آباد در شمال قوچان به دنيا آمد. از سن 7 سالگي دوتار را به دست گرفت. پدرش كربلايي رمضان نخستين استادش بود. بيست ساله بود كه پدرش درگذشت و بعد از فوت پدر نزد استادان موسيقى تركى غلامحسين بخشي جعفرآبادي، حاج محمد بخشي قيطاني و عوض بخشي به آموختن نوازندگي دو تار و خوانندگي ادامه داد و در 21 سالگي عنوان بخشي گرفت.
حاج قربان از سال 1346 به مدت بيست سال به دلايل مذهبي دست به ساز نزد و از نواختن دو تار امتناع ورزيد و سال 1366 نوازندگي و خوانندگي را از سر گرفت و با وجود بيست سال دوري از موسيقي دوباره مركز توجه قرار گرفت. او از آخرين نمونه هاى اساتيد بخشى در شمال خراسان است.حاج قربان در کشورهاى بسیاری از جمله سوریه، عربستان، ترکیه، فرانسه، آلمان، سوئیس، بلژیک، کلمبیا، انگلیس، پرو، پاناما، آمریکای شمالی برنامه های مختلفی اجرا کرده بود.وی هشت بار به فرانسه دعوت شد و در سال 1996میلادی که این هنرمند بزرگ در فستیوال موسیقی و تئاتر سنتی ایران در جشنواره شهر آوینیون فرانسه شرکت کرده بود حضار را مجذوب و حیران هنر خویش ساخت و تحسین موسیقى دانان و آهنگ سازان نامى غرب را برانگیخت. منتقدین اروپایی موسیقی به او لقب «گنجینه ملى واقعی» را دادند و مجله مشهور فرهنگى فرانسوى نوول آبزرواتور در مورد او نوشت: "حس عمیق او نسبت به موسیقى و مهارت او در نوازندگى، در عین حال که بسیار طبیعى جلوه می کند، بسیار حیرت انگیز است".  پس از فستیوال آوینیون وی در مقابل تماشاگران به وجد آمده در پاریس اجراى هنر نمود. در این اجرا حاج قربان و پسرش از سوى تماشاگران سه بار به صحنه بازخوانده شدند و پس از آن بر دستهاى حضار حمل شدند. لوموند نیز تصویر حاج قربان سلیمانى را روى جلد خود چاپ کرد و زیر آن نوشت: "کسى که درهاى بهشت را به روى غرب گشود".
                                             یادش گرامی
+ نوشته شده توسط پرواز در 86/11/02 و ساعت 9:2 |

 

خواننده نو پرداز گیلانی در 18 بهمن 1296 در غازيان ، بندرانزلی متولد شد. وی فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی از دانشکده کشاورزی کرج دانشگاه تهران است. عاشورپور خواندن را از زمان تحصیل در انزلی به صورت غیرحرفه ای آغاز کرد ولی هنگامی که در يکی از برنامه های هنری دانشکده کشاورزی کرج ترانه گيلکی خواند به فکر خواندن حرفه ای افتاد.در این زمان راديو در ايران تازه تأسيس شده بود.در سال 1322 وی به ابوالحسن صبا معرفی شد. صبا صدای عاشور پور را آزمود و پسنديد و او را به راديو معرفی کرد. نخستين بار در سال 1322 صدايش از راديو پخش شد درست در زمانی که به عضویت حزب توده درآمده بود. وی بین سالهای 1325 تا 1327 و 1336 تا سال 1338 به همکاری با رادیو پرداخت.عاشور پور از خوانندگان کلاسیک و فولکلور به حساب می آمد که گرچه به زبان گیلکی می خواند ولی به آموزش و تحصیل علمی موسیقی نیز پرداخت. عاشورپور از فعالین سیاسی نیز بوده است.او در سال 1322 به عضویت حزب توده درآمد و بواسطه فعالیت های سیاسی چند سالی را در زندان و در غربت بسر برد. اشعار و ترانه هایی که خوانده است برگرفته از فرهنگ گیلان و بازتاب زندگی ، شادی ها ، غم ها ، آمال و آرزوهای مردم گیلان است. عاشورپور در ابتدای دهه 80 مورد بی مهری قرارگرفت و بنا به دلایلی در حالی که در دهه 80 عمر خویش همچنان توانمند می خواند از دادن برخی از کنسرت ها و برگزاری برخی از تجلیل هایش محروم شد.خواننده،آهنگساز و ترانه‌سراي بزرگ گيلان زمین روز 2۲ دیماه 1386 پس از دو ماه بستري بودن در سن 90 سالگي و بر اثر عفونت ريه و كهولت سن در بيمارستان جم تهران درگذشت  و در زادگاهش رخ در نقاب خاک کشید.

                                                 یادش گرامی

+ نوشته شده توسط پرواز در 86/10/28 و ساعت 23:36 |